X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
انتظار  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1385

 

 

موج های پر خروش 

ساحل بی انتها

نقش ماهی روی آب     

یک تبسم یک سوال   

ماسه های داغ داغ   

گردش این روزگار   

یا غروب ناب ناب     

قایق بی سوار بی قرار 

موج ها را می شکند در خیال    

روز های انتظار  

آخر عشق و قرار

یاد نامه های مستعار     

اسم من بوده شقایق راز دار   

آخرش وعده ی ناب   

ترک ماه و ترک آب 

گردش این روزگار 

انتظار و انتظار  

  

 

 

رنگ ها طبیعتند

و من تو را دوست دارم

چه گونه نقش بزنم طبیعتت را؟

من باران را دوست دارم

چه گونه بر چینم یاس ها را؟

من باد را دوست دارم

چه گونه عطرت را مست شوم؟

من آفتاب را دوست دارم

چه گونه رویت را خیره بمانم؟

و من تو را دوست دارم

چه گونه .....؟

 

 
کدامین چشمه سمّی شد، که آب از آب می‌ترسد


و حتی ذهن ماهیگیر، از قلاب می‌ترسد


کدامین وحشت وحشی، گرفته روح دریا را


که توفان از خروش و موج از گرداب می‌ترسد


گرفته وسعت شب را، غباری آنچنان مبهم


که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب می‌ترسد


شب است و خیمه‌شب‌بازان و رقص وحشی اشباح


مژه از پلک و پلک از چشم و چشم ازخواب میترسد