X
تبلیغات
رایتل
غم غربت...  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387

 

 

تو مث یه آرزویی

تو یه آرزوی دوری

واسه این غریب شب‌گرد

تو یه باغچه پر نوری

حالا که بی‌‌کس  تنها

یه غریب کوچه گردم

قطره‌های اشک شورم

روی گونه آه سردم

توی گریه‌هام می‌خندم

با غم غربت می‌جنگم

توی شهر بی نشونی

می‌خونم ترانه‌هامو

می‌سپرم به باد و بارون

پاره‌های نامه‌هامو

شاید اون واژه‌ی تلخو

برسونه باد به دستت

که دیگه تمومه حرفا

رفتمو و رفتم ز دستت!