X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
نامه های کهنه ام...  چاپ
تاریخ : دوشنبه 6 خرداد‌ماه سال 1387
 

 

 

می پذیرم که عشق افسانه است

 

این دل درد آشنا دیوانه است

 

میروم شاید فراموشت کنم

 

با فراموشی هم آغوشت کنم

 

میروم از رفتن من شاد باش

 

از عذاب دیدنم آزاد باش

 

گرچه تو تنهاتر از ما می روی

 

آرزو دارم ولی عاشق شوی

 

آرزو دارم بفهمی درد را

 

تلخی برخوردهای سرد را

 

می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی

 

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

 

می رسد روزی که شبها در کنار عکس من

 

نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی