همزبون... چاپ
تاریخ : دوشنبه 31 تیر ماه سال 1387

با زبون بی زبونی تو برام یه همزبونی
تو همون غربیهای که تا ابد پیشم می مونی
تو همون غریبه ای که اومدی تو سرنوشتم
بی تو درگیر زمین و با تو راهی بهشتم
میشه از ستاره کم گفت میشه با حادثه سر کرد
نمیشه چشم تو رو دید ولی از عشق گذر کرد
جای پای خستگیها رو تن جاده نمونده
وقتی که مرغ مهاجر دائم از عشق تو خونده
رو سیاهه شب غربت اگه بی یاد تو سر شه
میشه با شعلهی عشقت شب پر از شعرو شرر شه
مگه میشه توی شعرام ردپای تو نباشه
از همه شعرام گذشتی قلب من مال تو باشه
شعر من یه عاشقانهس یه تلاش شاعرانهس
چشم تو برام بهانهس بیت اول ترانهس

