X
تبلیغات
نماشا
رایتل
بویت  چاپ
تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1387

 

چـو گل هـر دم به بویت جـامه در تن

کنـم چـاک از گریبـان تا به دامــن

من از دست غمت مشکل برم جـان

ولی دل را تو آسـان بردی از من

به قول دشمنـان برگشتی از دوست

نگردد هیـچ کس با دوست دشمـن

ببـار ای شمع اشک از چشـم خونین

که شـد سوز دلت بر خلق روشن

مکن کـز سینـه ام آه جگـر ســوز

بر آیـد همچــو دود از راه روزن

دلـم را مشکـن و در پا مینــداز

که دارد در سـر زلف تو مسکـن

چو دل در زلف تو بستـه است حــافظ

بدین سـان کــار او در پا میفکـن